به دلشوره وا ندهیم! و چرا
هر آدمی وظیفه دارد آرامش را برای خودش فراهم کند. خیلی روشن است (البته برای من) که آرامش درونی بالاتر از هر حس و نعمت دیگری در زندگی است، چون یک انسان با روح سالم و متعادل خیلی قویتر از انسانی با جسم سالم و روان بهمریخته است. بهتر فکر میکند، مهربانتر است، صبور است، شاد است، و خیلی نشانههای خوب دیگر هم میشود در او یافت. از سمت دیگر اما انسانها موجوداتی اجتماعی هستند. زندگی اجتماعی از نظر روانی در شناخت انسان از خودش تاثیر دارد. آدمها برای هم مانند آینهاند. حتی اگر کسی علاقهمند به شناختن انسانهای دیگر نباشد هم، باز میتواند بواسطهی ارتباطش با دیگران خودش را از زاویههای جدیدی ببیند، تجربه بدست آورد، و در نهایت رشد کند. چیزی که به تنهایی اصلا امکانپذیر نیست. با این وجود روابط اجتماعی برای گروهی از ما آدمها سخت و اضطرابآور است. تا جایی که میدانم هیچ سیاه و سفیدی در این مورد وجود ندارد. حتی بچهها و بزرگسالانی از طیف آتیسم که به سختی ارتباط چشمی با دیگران برقرار میکنند قادرند با تمرین و یا از ابتدا با افراد نزدیک، مثل پدر و مادر، معلمها، و یا بعضی دوستان، رابطهی خوبی...